| ||
|
ریایی ها که هم نژاد با هندی ها، خصوصا کولی های هند، بودند و در حوالی اعصار 8-9 ق . م از خویشاوندان هندی خود جدا و از طرف شرق وارد ایران شده و با اجازه دولت ایلام در جنوب و شرق ایران امروزی ساکن شدند. آنها که اقوامی نیمه وحشی و نا آشنا با مظاهر تمدن بودند، به مرور زمان از تمدن ترکهای باستانی (ایلامیان، مانناییها و ... ) بهره مند شدند. با توجه به این حقیقت تاریخی كه بعد از سده ششم قبل از میلاد تا قرن دهم بعد از میلاد مهاجرت دسته جمعی جدیدی به آذربایجان نشده است٬ پس ماننا - مادها اقوامی جز قوتتی - لولوبی ها٬ سابیر ها (سوبار ها) و ایشغوز ها نمی تواند باشد. ضمنا مهاجرت اقوام آریایی به آذربایجان در چند سده اخیر شروع شده و از 70 سال پیش به اینور سرعت گرفته است. ادعا و فرضیه آریایی بودن مادها به علل سیاسی و بدون هیچ مدركی٬ برای اولین بار با به قدرت رسیدن پهلوی ها از طرف پان فارسها و حامیانشان مطرح شد٬ ولی هیچ محفل علمی بیطرف در
برای نمونه به چند تا ازعلل مخفی نگه داشته شدن تمدن و دولت مانناها توسط پان فارسیسم اشاره می شود: 1) سرپوش گذاشتن بر روی این حقیقت تاریخی كه در آن دوره قبایل هند و ایرانی كاملا از نظر تمدن عقب مانده و بصورت نیمه وحشی زندگی میكردند. در مورد بی فرهنگی و فقدان تمدن در بین آریایی ها حتی افسانه های شاهنامه هم شهادت میدهند٬ در آن كتاب٬ كه نژادپرستی و ضدیت با زن را ترویج میدهد٬ در بخش مربوط به پیشدادیان٬ آریایی ها اقوامی نیمه وحشی معرفی می شوند كه به مرور زمان طرز زندگی مدنی و مدنیت را از بومیان ایران ( اجداد تركان ) یاد میگیرند. آثار ارزشمندی كه در منطقه شرقی دریاچه اورمیه٬ از روستاهای پروستر و آخیرجان پیدا شده است٬ از جمله مجسمه شیر از سنگ زرد مربوط به ماننا - ماد می باشد. در منطقه گوورقیزی در بین ممقان و دریاچه اورمیه و همچنین در منطقه گونئی در شمال دریاچه اورمیه تپه های زیادی وجود دارد كه هنوز كاوشگری در آنها نشده است. همچنین آثار زیادی از ماننا ها در تپه حسنلی، تپه مارلیك، منطقه نامار و اطراف رودخانه دیاله در لرستان كنونی وجود دارد. در روستای زئوه در 40 كیلومتری ساق قیز ( سقیز كنونی ) یك قلعه ماننایی مربوط به سده 9 ق . م پیدا شده است٬ در آنجا آثار و وسایل هنری فراوانی بدست آمده كه نشانگر تمدن درخشان ماننا میباشد. از جمله این آثار یافت شده یك جام شراب زرین میباشد كه شكل یك اوزان ( عاشیق ) میباشد و طرز لباس٬ ساز و طرز بدست گرفتن ساز عین عاشیق های امروزی آذربایچان میباشد. ویل دورانت: نقشی كه در لوحه طلایی پیدا شده در زئوه (ماننا) شش بار تكرار می شود٬ یعنی مبارزه یك نفر با شیر٬ و مقایسه آن با نقشی در تخت جمشید، "مبارزه شاه با شیر" نشان می دهد كه آریایی ها تا چه اندازه از هنر و صنعت و معماری ماننا ها تقلید و استفاده كرده اند٬ آریایی ها هیچوقت موفق به آفریدن تمدنی نشدند، آنها تمدن خود را از تمدن های سومر٬ ایلام٬ ماننا و دیگر ملل التصاقی زبان اقتباس كردند. ( تاریخ تمدن٬ جلد 1 ص 112 ) جام زرین 650 گرمی ماننائی حسنلو که در سال 1958 میلادی ( 23 مرداد 1337 شمسی ) در دهكده حاجی آباد از توابع سلدوز (نقده) در استان آذربایجان غربی پیدا شد، قدمتی 3 هزار ساله دارد. این جام علاوه بر اینکه نمایانگر اوج هنر ماننائی میباشد، اطلاعات جالبی را در باره موقعیت ممتاز "ورزش" در جامعه آنروزی ماننا به ما می دهد. بر روی بدنه خارجی این جام طلائی، صحنههای ورزشی تیر و كمان، مشت زنی، كشتیگیری، چوگان بازی و ارابهرانی، بطور برجسته و با ظرافت تمام حکاکی شده است، و معلوم میدارد که در آن روزگاران در آذربایجان سرسبز و پرآب، این ورزشها آنچنان مورد توجه بوده كه شهر یاران مقتدر ( ماننا ) ضمن تجسم آن بر جام طلا، همواره آنرا در كاخ سلطنتی مدنظر داشتهاند. نقشهای این جام همچنین كیفیت آغاز مسابقات و صحنه تقسیم جوایز را نیز مجسم گردانیده است. معلوم میدارد 3 هزار سال پیش كه این جام را از طلای خالص ساخته و در كاخ پادشاهان ماننا نهاده اند رشتههای ورزشی یاد شده در آذربایجان رایج بوده و پیشگامی این ورزشها به یونان نادرست میباشد لازم به ذكر است كه این جام در موزه ایران باستان نگهداری میشود. هنر و صنعت ماننا نه فقط به پارس ها بلكه به خیلی از ملل دنیا تاثیر گذاشته است٬ نقش درخت مقدس و دو شیر در طرفین آن بر روی عاج فیل٬ كه از زئوه پیدا شده است یكی از شاهكارهای هنری دنیاست٬ آن نمونه ای از كارهای هنری ماننا میباشد. قبر های ماننایی و ایشغوزی ( ساكایی ) پیدا شده در تپه حسنلی٬ مجید تپه ( نزدیكی تخت سلیمان ) و زئوه٬ كه مربوط به بزرگان ماننا و ایشغوز میباشند٬ حاوی آثار هنری و زینتی زیادی میباشند و این رسمی رایج در بین تركان باستان بود٬ كه به رسم احترام به بزرگان خود٬ وسایل گرانقیمت تزئینی را در قبر آنان قرار می دادند. از این نوع قبرها در آذربایجان شمالی و آسیای میانه نیز به وفور پیدا شده است. آریایی ها مردگان خود را دفن نمی كردند٬ آنها مردگانشان را یا میسوزاندند و یا بر سر كوهها و تپه ها می گذاشتند تا كركس ها و دیگر پرندگان لاشخور آنها را بخورند. بنائی كه به دروغ به عنوان آرامگاه كوروش معرفی می شود٬ در حقیقت یك معبد یونانی میباشد كه سلوكیان در آنجا ساخته اند و اسامی خدایان یونانی بر دیواره های آن حك شده است ( آقای "ناصر پورپیرار" نیز به این مسئله اشاره كرده است ). ضمنا كوروش كه در جنگ تجاوزكارانه اش در آذربایجان شمالی به دست تركان ایشغوز كشته شد٬ سر بریده اش به حضور تومریس خاتون ملكه آذربایجان فرستاده شد٬ پس نمیتواند در پاسارگاد مدفون باشد. محوطه پاسارگاد تا 1960 میلادی، یک زمین زراعتی بود و اثری از هیچ بنایی در آنجا نبود. دولت وقت ایران با کمک باستانشناسی از دانشگاه شیکاگو، با خراب کردن کاروانسرای "آتابای" و همچنین معبدی یونانی در محوطه تخت جمشید و انتقال مصالح آن بدانجا، قبری برای کوروش و دیگر بناها را درست کردند. اگر کسی به نوشتجات یونانی و تصاویر خدایان یونانی در سنگهای قبر دروغین کوروش نگاه کنند، متوجه این دغل بازی پان فارسها خواهند شد. "آقای پورپیرار" محقق فارس، با مدارک موثق و عکسها آن را ثابت کرده است. "رابرت دایسون" باستان شناس آمریكایی كه در تپه حسنلی ( 12 كیلومتری جنوب دریاچه اورمیه ) كاوشگری كرده است٬ مینویسد: این منطقه از 6000 ق . م تا 600 ق . م مسكون بوده است و آثار زیادی از ماننا ها٬ اورارتو ها و ایشغوز ها در آنجا وجود دارد٬ پیاله زرین با نقش های بی نظیر بر آن٬ نه فقط در باستانشناسی ایران بلكه در دنیا بی نظیر است ( "م . ت . ذهتابی"، تاریخ دیرین تركان ایران٬ ص 389 ). محمد تقی مصطفوی٬ رئیس سابق اداره باستانشناسی ایران در باره جام زرین ماننایی اظهار داشته است كه: اهمیت فوق العاده جام زرین حسنلی عبارت از آن است كه٬ اولا جزئیات تمدن ماننا را نشان می دهد، و از طرفی نفوذ عمیق تمدن و هنر ماننا بر تمدن هخامنشی، خصوصا در سنگ تراشی ها و حكاكی های تخت جمشید را بطور واضح نشان میدهد. (دكتر "ر.رئیس نیا"٬ آذربایجان در سیر تاریخ جلد 1 ص 231 ). ماننایی ها در صنعت قنات سازی٬ پرورش اسب٬ ساختن باغات میوه ( خصوصا انگور ) و كشاورزی٬ صنعت فلزكاری و معماری مشهور بودند. قدیمی ترین ظرف منقش به تصویر شطرنج، جامی است كه از ویرانه های حسنلو در آذربایجان به دست آمده است و آن را از قرن نهم پیش از میلاد یعنی دوره ماننا، می دانند. این نقش در بخش زیرین جام از یك طرف دارای 10 خانه و از طرف دیگر 9 خانه دارد. سیستم اجتماعی و سیاسی ماننا: با توجه به اینكه بنیانگذاران دولت ماننا همان قوتتی - لولوبی ها بودند٬ لذا همان دموكراسی ابتدایی و فدرالیسم سنتی كه از خصوصیات تركان باستان بوده در آنجا نیز حاكم بود. "م . دیاكونوف" در این باره می نویسد: توده های مردم به طور وسیعی در كارها و امور اجتماعی شركت می كردند و با استناد به منابع تاریخی٬ در آن زمان ملت ماننا بر علیه یك شاه مستبد ( آزا ) قیام كرده و او را از سلطنت به زیر كشیدند٬ در حالی كه همچین مسئله ای در دولت های همسایه آنها دیده نشده و این قیام نشانگر سیستم دمكراسی ابتدایی آنها بود. (تاریخ ماد ٬ ص 166 )، روحیه آزادی خواهی٬ عدالت طلبی و قیام بر علیه مستبدین در آذربایجان امروزی ریشه در تاریخ چند هزارساله این سرزمین كهن دارد. دین مانناها: دین ماننایی ها شامانیزم بود و دین زرتشت ( نه آن دین زرتشتی قلابی كه در قرن 12 میلادی در هند اختراع كردند ) از بطن مذاهب مختلف شامانیزم رشد كرده و 100-200 سال بعدش در اواخر امپراتوری ماد در همان جا یعنی آذربایجان ظاهر شد. هخامنشیان دشمنان سرسخت دین زرتشت بودند و هر سال روزی را به نام روز موغ كشی جشن می گرفتند. دین زرتشت بعدها از زمان ساسانیان به بعد در بین فارس ها هم رایج ( در آن موقع دیگر اثری از پیام اصیل آن دین باقی نمانده بود ) شد. بعضی ها زرتشت را افسانه ای بیش نمیدانند٬ مثلا "ناصر پورپیرار" مینویسد: اثبات شخص زردشت، دین زردشتی و کتاب اوستا و آتشکده و غیره پیش از قرن چهارم هجری از هیچ راهی میسر نیست و کوچک ترین اشاره و مستند تاریخی یا باستان شناسی در این باره وجود ندارد. دین زردشت از ابداعات شعوبیه در قرن سوم و چهارم هجری و یکی از ابزارهای آنان برای ایجاد مفاخرات قلابی فرهنگی نزد ایرانیان بوده است. اثبات اختراعی بودن دین زردشت و ابداع آن پس از ظهور اسلام از راه های بسیار متنوعی میسر است. در بخش راجع به ماد در این باره بیشتر خواهم نوشت. از نظر سیستم اداری٬ سرزمین ماننا بر اساس مناطق مسكونی ایل ها و قبایل مختلف به ایالت های زیادی تقسیم شده بود و هر منطقه ای توسط اقوام ساكن آن منطقه اداره میشد و در راس حكومت هر منطقه شخصی با لقب شاكنو shaknu قرار داشت. برای مثال فقط در منطقه هوری نشین ماننا ( غرب و جنوب غرب دریاچه اورمیه ) در حوالی قرن 9 ق . م حداقل 30 امیرنشین نیمه مستقل وجود داشت. ایالت های ماننا - ماد به صورت نیمه مستقل اداره می شدند. نمونه ای از اسامی این ایالت ها: امیرنشین "او ایش دیش" ( منطقه مراغه امروزی )٬ به زبان سومری "13دندانه" ( ترکی امروزی همان معنی را دارد، او=اون، ایش=اوش یا اوچ؛ دیش= دندان یا دندانه)، زیكئرتو ( منطقه میانه و اردبیل امروزی )٬ آندیا (مناطق بالایی دره قیزیل اوزن و سفید رود)٬ دیوك (منطقه شمالی دره قیزیل اوزن ) ائللی پی (در نزدیكی كرمانشاه امروزی ) مادای ( مناطق همدان، قزوین، قم، كاشان، زنجان ) و غیره. تمام این مناطق امیرنشین كوچك از نقطه نظر نژادی و زبانی خیلی به همدیگر نزدیك یا عین هم بودند٬ مثلا زبان اهالی زیكئرتو و ماننا ها یكی بود و به همین خاطر نمایندگانی را كه زیكئرتو ها به در بار آشوری ها فرستاده بودند٬ با آشوری ها از طریق مترجمین ماننایی صحبت می كردند. ( "م . دیاكونوف"٬ تاریخ ماد ص 511 ). علت اینكه مستقر شدن یك دولت واحد و قوی، ماننا، در آذربایجان چندین قرن طول كشید، این بود كه با تشكیل و قوی شدن دولت مركزی٬ از قدرت و نفوذ شاهان محلی كاسته می شد و منافع شخصی آنان را تهدید میكرد٬ بدان جهت آنان موافق به تشكیل دولت مشترك نبودند٬ تا اینكه تهاجمات مكرر خانمان برانداز آشور ّشاهان محلی ماننا - ماد را متقاعد به همبستگی و اتحاد كرد. آشوریان بعد از تشكیل دولت ماننا نیز، در طی دو دوره طولانی حملات ویرانگری را بر علیه ماننا - ماد انجام دادند٬ موج اول حملات آنان از سال 834 تا 788 ق . م (به مدت 46 سال) و موج دوم حملات آنان از 744 تا 678 ق . م ( به مدت 66 سال ) ادامه داشت٬ عمده ترین هدف آشوریان از این حملات در آن مقطع زمانی تضعیف دولت ماننا بود. در این دو دوره ذكر شده همه شاهان آشور به آذربایجان لشكر كشی كردند و در اینجا به چند نمونه اشاره می شود: "سلمنسر سوم" در سال 842 ق . م قیام مردم نامار را سركوب كرده و یانزی سینی شاه منطقه بیت همیان در جنوب نامار را بر سر حكومت نامار گذاشت. یانزی در سال 834 ق . م از اطاعت آشور سر پیچید و سلمنسر برای تنبیه او دوباره بدانجا لشكر كشید و نامار را ویران كرد. "یانزی سینی" به خاك ماد پناه برد. "سلمنسر سوم" آن را بهانه قرار داد و به ماننا - ماد حمله كرد. بعد از گذشتن از رود دیاله 27 منطقه امیرنشین در پارسوا ( ایالت جنوبی ماننا ) را تابع خود كرد. او بعدأ منطقه مئسی در مسیر شمالی رود جیغاتی را گرفته و از رودخانه گذشته و به منطقه همدان وارد شد. با گذشتن از رود جیغاتی مناطق آرازیاش و خارخار را گرفت و برای اولین بار در منابع آشوری این مناطق با نام مشترك "آمادای" ذكر شده است. سلمنسر در سالنامه اش از فتح چهار قلعه ٬ كوآكیندا ٬Kuakinda تارزانابی Tarzanabi، ائسامول Esamul، كی نابلیلا Kinablila در نزدیكی همدان در آمادای خبر میدهد و به تایید زبانشناسان همه این اسامی مربوط به اقوام قوتتی می باشد. سلمنصر سوم با اسیر كردن یانزی به نینوا برگشت. تاریخ نویسان پان فارس و بعضی از حامیان خارجی آنان٬ همچون گیریشمن معلوم الحال ( پارسوا parsuva یا پارشوا Parshuva به معنی كناره و مرز در زبان آشوری بود و هیچ ربطی به قوم پارس ندارد. بدون هیچ مدركی، پان فارس ها ادعا میكنند كه پارسوا در نزدیكی دریاچه اورمیه بوده و اینكه پارسها در 800 ق . م از آنجا كوچ كرده ( 600 كیلومتر راه كوهستانی را پیموده ) و به فارس كنونی رفتند. این ادعا به سه دلیل رد شده است: 1) كلمه پارسوا هیچ نوع ارتباطی با كلمه پارس ندارد. محقق گرامی آقای ناصر پورپیرار ( اولین تاریخدان با وجدان فارسی زبان كه با جرات و شهامت دروغ ها و جعلیات شوینیسم فارس را افشا كرده است) نیز با دلایل مستند و قاطع ارتباط پارس ها را با منطقه پارسوا رد می كند و به عقیده ایشان اقوام آریایی اولین بار در نیمه های قرن 6 ق . م به فلات ایران آمدند. به عقیده ایشان كلمه٬ پارسه٬ لقبی بود كه بومیان ایران ( ایلامیان٬ مادها و ... ) به قوم خونریز و بی نشان هخامنشی داده بودند٬ و در فرهنگ ایلام - ماد٬ "گدا٬ ولگرد و مهاجم" معنی شده است٬ از این لقب مشتق٬ پرسه زدن٬ در فارسی آمده است و حتی صدای عصبانی سگ را مردم ایران به قیاس صدای پارس٬ شناختند. به معنی ولگرد٬ و به علت خشونت و بی رحمی شان به پارس كردن سگ... ( ناصر پورپیرار٬ 12 قرن سكوت٬ تهران 1380 ص 218 ) شامش آداد پنجم ( 810-824 ) بعد از ساكت كردن اختلافات داخلی در آشور و تثبیت حاكمیت خود٬ در رابطه با آن حوادث كتیبه ای نویسانده و در آن كتیبه سرحدات شرقی آشور را كوههای شوردیرا ( شوردره ) و آریدو اعلام می كند. از غنیمت هایی كه شامش آداد از آذربایجان برد٬ شترهای دوكوهانه نیز ذكر شده است٬ و به عقیده بعضی از تاریخدانان٬ آن نشانگر مهاجرت قبیله های كوچك جدید تركی از آسیای میانه به آذربایجان در آن مقطع زمانی و پیوستن به هم تباران بومی آنجا (قوتتی - لولوبی ها و ... ) میباشد. شامش آداد پنجم در كتیبه ای به فتح قلعه های اوراش urash و سیبارSibar در نزدیكی زنجان امروزی اشاره میكند و از كشته شدن 6000 سرباز قوتتی سخن میگوید. شامش آداد پنجم بعدا در نزدیكی قزوین، شهر ساق بیتو Sag bitu را ویران كرد. سیبار ( سابیر٬ ساویر ) اسم یكی از قبیله های بزرگ و قدیمی تركان میباشد كه در 1800 ق . م نیز از طرف بابلیان و ایلامیان به آنها اشاره شده است. بعدها نیز در تركیب قبایل اغوز اسم این قبیله دوباره ذکر میشود. ( "م . ت . ذهتابی"٬ تاریخ دیرین تركان ایران٬ ص 288 ). "تیقلت پیله سر III" در سال 744 ق . م از سمت جنوب غرب به ماننا حمله كرده و در منطقه پارسوا دو تن از شاهان محلی را شكست داد. اسم یكی از آنها توناكو ( با اسم اصیل افراسیاب٬ تونقا از یك ریشه میباشد ) بود كه شاه منطقه ساسیاشو بود. اسم دیگری میتاكی ( هم ریشه با مته، مادای٬ ماد ) شاه منطقه بیت سانقی بود. تیقلت پیله سر III در كتیبه هایش از شكست بی سی خادیم Bi si Khadim شاه منطقه كیشه سو Kishe su و ائرئنزیاش ( در نزدیكی همدان كنونی ) نیز نام میبرد. همه این اسامی ترکی میباشند. در سال 737 ق . م تیقلت پیله سر III برای بار دوم به ماننا حمله كرد و در ماد مركزی چندین شهر را فتح كرده و عده ای از ساكنین آنجا را به شمال سوریه و فینیقیه تبعید كرد. آشوریان در كتیبه ای اسامی طوایف مادی تبعید شده را بدین صورت ذكر كرده اند: ایللی لیIillili ٬ ناككابی Nakkabi ، بودیا Budia ٬ دونی Duni ٬ بیللی Billi ٬ بانیتی Baniti ٬ سانقیلی Sangli. همه این اسامی نیز ریشه تركی دارند. ساردوی دوم ( 733-753 ق . م ) در جنگ با تیقلت پیله سر III مغلوب شد و شاه ماننا از فرصت استفاده كرده و مرزهای غربی ماننا را گسترش داد. ( "م . ت . ذهتابی"٬ تاریخ دیرین تركان ایران٬ ص 289-290 ) سارگون II در سال 716 ق . م بعد از شكست دادن اورارتو ها وارد ماننا شد و شهرهای سوبی (صوفیان)٬ تاماركیس (تبریز)٬ اوش قایا(اسكو ) و صدها ده را به آتش كشیده و ویران كرد و آن مناطق را برای همیشه از دست اورارتو در آورد. بعد از مدت كوتاهی دولت ماننا آن مناطق ماننایی را باز پس گرفت و ضمیمه ماننا كرد. از سال 713 ق . م مانناها دیگر به آشور خراج نداده و حتی به شهرهای آنان حمله كردند و این عمل آنها باعث شد كه "سارگون II" در اواخر آن سال دوباره به ماننا و ماد مركزی حمله كند. "سارگون II" بعد از جنایات زیاد درذربایجان٬ در سال 705 ق . م در ماد مركزی به دست قوتتی ها كشته شد. این حملات خانمانسوز ضرورت ایجاد دولتی قوی را در آذربایجان ایجاب میكرد كه در نهایت منجر به اتحاد امیر نشین ها و ایل های مختلف آذربایجان و تشكیل دولت ماد شد و ماننا قلب آن دولت محسوب میشد. آمدن ترکهای تازه نفس ایشغوز در حوالی 700 ق . م به آذربایجان و اتحاد آنها باخویشاوندان ماننایی و مادی خود، به ایجاد شرایط برای تشکیل دولت ماد کمک کرد. به دلایل سیاسی از 80 سال اخیر سیاست ترك ستیزی بخش مهم سیاست حاكمیت دست نشانده فارس در ایران می باشد. سیاست ترك ستیزی٬ در همه كارها و عملكرد های دولت مشاهده میشود. برای مثال٬ برای تضعیف هرچه بیشتر موقعیت و نفوذ تركها در ایران٬ با جعل تاریخ و جعل مشروعیت تاریخی برای كردها٬ سعی میكنند تا آنها را در آذربایجان سكونت دهند٬ و از 80 سال پیش صدها طایفه و قبیله كرد را از شمال سوریه و عراق آورده و در مناطق غربی و جنوب غربی دریاچه اورمیه سكونت داده اند٬ تا هم سرزمین آذربایجان را تجزیه كنند و هم بتوانند بین تركان آذربایجان و آناطولی دیواری گوشتی ایجاد كنند.
زبان قوتتی - لولوبی ها ( ماننا - ماد ) : منابع آشوری و بابلی به رایج بودن چند زبان در آذربایجان اشاره می كنند٬ قوتتی - لولوبی٬ هوری٬ مئهرانی و كاسپی٬ خصوصیات این زبان ها هنوز بدرستی كاملا روشن نشده است ولی اسناد موجود نشانگر آن است كه این زبان ها از یك طرف با زبان تمدنهای قدیمی منطقه یعنی ایلام٬ كاسسی ها و آلبانی ها و دیگر اقوام آذربایجان شمالی و ساكنین جنوب غرب دریای خزر و از طرف دیگر بین خود خویشاوندی و شباهت زیادی داشته اند. ( "م . دیاکونوف"٬ تاریخ ماد٬ ص 61 ). یامپوسكی jamposki: قوتتی ها بعدا اوتی اودی نیز نامیده شده اند و در ایجاد دولت آلبان ها در آذربایجان شمالی سهیم بودند. ( تاریخ ماد٬ ص 62 ) خویشاوندی و شباهت زبان ماننا با تركی آذری امروزی: اسناد باقی مانده از ماننا ها نشانگر آن است كه زبان اقوام تشكیل دهنده ماننا با زبان تركی امروزی از یك ریشه می باشند و ترکی آذری امروزی وارث زبان قوتتی - لولوبی ها میباشد. در اینجا به ذكر چند نمونه از لغات مشترک بین تركی امروزی با آن زبان باستانی آذربایجان بسنده می كنم٬ ( برگرفته از پروفسور ذهتابی٬ تاریخ دیرین تركان ایران ص 362-363 ). در سال 1374 در نزدیکی شهر اهر لوحه ای زرین با نوشته ای ترکی با خط اورخون پیدا شد، و عکس این نوشته در ص 310 کتاب " تاریخ دیرین ترکان ایران؛ جلد 1 وجود دارد. رژیم پان فارس ایران وقتی که متوجه شد که آن مربوط به ترکان میباشد. از تحقیق بر روی این لوحه جلوگیری کرد. كلمه پدر را ماننایی ها آتا و آدا می گفتند٬ در تركی امروزی آذری هم كلمه آتا به همان معنی استفاده میشود و در بعضی از روستا های آذربایجان به پدر آدا مگویند. كلمه خان در بین ماننا ها٬ با همان معنی امروزی اش در زبان تركی استفاده می شد٬ برای مثال شوما خان٬ از سركردگان ماننا. عیلامیان نیز از كلمه خان به همان معنی استفاده میكردند. پسوند تاش٬ داش در زبان ماننا ها نیز مثل زبان تركی امروزی رایج بود٬ برای مثال باتاش. كلمه آتیلا كه در بین ملل مختلف ترك به عنوان اسم مرد استفاده میشود٬ در بین ماننا ها نیز استعمال آن اسم رایج بود٬ برای مثال. هورپ آتیلا. كلمه قایا هم در زبان تركی امروزی و هم در زبان ماننایی به معنی سنگ بزرگ یا صخره میباشد٬ در منابع آشوری از شهر اوش قایا ( اسكو امروزی) در سرزمین ماننا یاد شده است. كلمه آت به معنی اسب در تركی امروزی در خیلی از كلمات قدیمی ماننایی استفاده شده است٬ هرچند كه معنی این كلمات هنوز معلوم نشده٬ برای مثال: آت تاركیت تا٬ آت كال سو و غیره. ( "رئیس نیا"٬ جلد 1 ص 236 ). برای آشنایی با زبان و تبار ماننا ها - مادها علاوه بر آثار باقی مانده از خود آنها٬ بهترین منبع و اسناد همان كتیبه ها و سالنامه های آشوری میباشد: آداد نئراری ( 890-911 ق . م ) در كتیبه ای اشاره میكند كه قوتتی ها را در ماننا شكست داده و ماننا را تابع خود كرد. ( "م . ت . ذهتابی"، تاریخ دیرین تركان ایران٬ ص 265 ). "شامشیلو" شاه آشور در كتیبه ای از 744 ق . م اشاره می كند كه به ماننا حمله كرده و قوتتی ها را در ایالت نامار شكست داد. 40 سال بعد از شامشیلو٬ تیقلت پیله سر سوم در سال 738 ق . م به ماننا و ماد مركزی حمله كرد٬ او در كتیبه ای اشاره میكند كه عده كثیری از قوتتی های ماننا - ماد را اسیر گرفته و به شمال سوریه و فینیقیه تبعید كرد. در این كتیبه اسامی ایالت های مختلف قوتتی ها در ماننا و ماد نام برده شده است٬ برای مثال: ایللی لی Illili ٬ بیللی Billi ٬ سانقلی Sangili .( "م . دیاكونوف"٬ تاریخ ماد٬ ص 189 ). ریشه و معنی همه این اسامی تركی میباشد. آشوریان از مناطق قم٬ همدان٬ با نام مشترك بئل آلی نام میبرند. (تاریخ ماد٬ ص 192 ). این اسناد تاریخی نشانگر آن است كه قوتتی ها تا حوالی 700 ق . م هنوز هم در منطقه ای وسیع از لرستان تا قم٬ قزوین٬ ارس٬ گیلان و همدان ساكن بودند و ساكنین و حاكمین اصلی این مناطق بودند٬ و بعد ها به اسم ماننا و ماد مشهور شدند. در كنفرانسی به اسم "تاریخ و تمدن ایران" عده ای از خود پان فارس ها به آریایی نبودن مادها اشاره كردند٬ برای مثال٬ هما تاج بازیار : تحقیقات علمی نشان میدهد كه هیچكدام از تمدن ها و دولت های موجود در فلاتی٬ كه بعدها ایران نامیده شد٬ تا سده شش قبل از میلاد آریایی نبودند. تحقیقات دانشمندان اروپایی و همچنین اسناد آشوری - بابلی نشانگر آن است كه در كوههای زاگرس و مناطق اطراف آن تا 800 ق . م هیچ اثری از اقوام آریایی وجود نداشته است. در آذربایجان امروزی، ماننا ها كه قلمرو حكومتشان تا قم و اصفهان كشیده شده بود٬ در غرب آنها اورارتو و در جنوب غرب٬ جنوب و قسمتهای مركزی دولت مقتدر ایلام بود. در حوالی 800 ق . م برای اولین بار در خارج از مرزهای شرقی ماد مركزی به امیرنشین های كوچك آریایی برخورد میكنیم كه نشانگر كوچ تدریجی آنان از طرف شرق به فلات ایران می باشد. در كتیبه های آشوری و بابلی هیچ اثری از اسم مكان یا شخص آریایی تا 800 ق . م دیده نمیشود. ( كنفرانس تاریخ و تمدن ایران٬ سال 1353 تهران٬ ص 30 ) البته لازم به ذكر است كه منظور سخنران از قید شدن اسم آریایی ها در منابع آشوری در 800 ق.م كلمه پارشوا=پارسوا میباشد٬ همانطور كه در بالا توضیح داده شد تحقیقات علمی ارتباط بین آریایی ها و پارسوا را قویأ رد میكنند. لذا اولین بار اسم آریایی ها در اواخر امپراتوری ماد در ایالت امروزی فارس آشنا می شویم. اگر هم فرضیه های پان فارس ها را قبول كنیم كه آریایی ها در حوالی 800-900 ق . م به ایران آمده اند٬ باز میبینیم كه به نوشته آشوریان٬ قوتتی ها و سابیر ها ( اجداد تركان آذری ) هنوز بعد از 160 سال بعد از آمدن آریاییها بیگانه ساكنین ماننا و ماد مركزی بوده و حاكم بر مناطق خود بوده اند و با قدرت با آشوریان تجاوزگر میجنگیدند. پس فرضیه احتمالی امكان ورود آریایی ها به آذربایجان كاملا منتفی می باشد. ضمنأ آنهایی كه به تاریخ و انسانیت خیانت كرده و برای رسیدن به اهداف دنیوی و توجیه برتری طلبی خود تاریخ را براحتی تحریف می كنند٬ عاجز از جواب دادن به این سوالات هستند: خلق های پرقدرت و كهن قوتتی - لولوبی٬ سابیر و غیره كه در مدت بیش از 3000 سال بارها صاحب دولت بوده و همواره با متجاوزین قدرتمندی مثل آشور جنگیده و از سرزمین خود دفاع می کردند٬ یکباره به كجا رفتند؟ آیا مگر هیچ عقل سلیمی می تواند دروغ به این بزرگی را قبول كند كه ملتی به آن بزرگی ( ملكه ناوار قوتتی 10 هزار نیرو به كمك ایلام می فرستد در حالی كه خود مشغول جنگ هست ) كه ریشه چند هزار ساله در این خاك داشته و متجاوزین قدرتمندی چون آشور موفق به تسلط بر آنها نشدند٬ حالا با آمدن چند هزار نفر قبایل چادرنشین خیالی آریایی یكدفعه از روی زمین محو و ناپدید بشوند؟ از خود و سرزمینشان دفاع نكنند؟ از آن گذشته منابع آشوری كه به كوچكترین حادثه در ماننا - ماد اشاره كرده اند هیچ خبری از مهاجرت اقوام آریایی به آذربایجان ( ماد - ماننا ) را نمی دهند٬ و ضمنا تجاوز و یا كوچ یك قوم جدید به هر سرزمین باعث عكس العمل و مقاومت صاحبین اصلی و بومیان آن سرزمین می گردد٬ ولی تاریخ هیچ نشانی از برخورد و جنگ بین قوتتی های ماننا - ماد و آریایی های خیالی را نمی دهد. مهاجرت اقوام آریایی به ایالات جنوبی آذربایجان باستان ( كردستان٬ كرمانشاه و لرستان كنونی ) در قرنها بعد و از زمان ساسانیان شروع شد و به مرور زمان آن مناطق تاجیک زبان شدند. كوچ و سكونت تاجیک زبانها (کرد، لر، فارس ) به مناطق دیگر آذربایجان مثل همدان٬ قزوین و استان آذربایجان غربی پدیده ای است تازه و سابقه ای كمتر از یك قرن دارد و نتیجه مستقیم سیاست های برنامه ریزی شده شوینیسم فارس مبنی بر تغییر تركیب جمعیتی آذربایجان میباشد. |
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 20:23  توسط وزیری
|
